زهرازهرا، تا این لحظه: 17 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره

زهرا عشق مامان و بابا

168-روز مادر

1392/3/3 17:45
223 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز صبح زود زهرا جونم بیدار شد رفت نشست پیش بابایی و بهش گفت : بابایی امروز یه چیزی باید واسه مامانی بخری !!!! بابایی هم ازش پرسید : چرا دخترم ؟؟؟؟مگه امروز چه روزیه؟؟؟؟ دخملی هم گفت : نمیدونم بابایی !! امروز یه چیزیه ولی اسمش یادم نیست !!!! فدای دختر گلم که همیشه به فکر مامانی هست و هواشو داره .   بعد رفتیم خونه ی مامان جون ( مامان خودم ) و روز مادر رو به مامانی گل و مهربونم تبریک  گفتیم .

شب همسری مهربون و دختر نازم یه دسته گل خوشگل با هدیه به من تقدیم کردند . دستشون درد نکنه من که ازشون انتظاری نداشتم و سلامتی و شادی شون برام بهترین هدیه ست .

 

Avazak.ir Line46 تصاویر جداکننده متن (4)

 

 

Avazak.ir Line46 تصاویر جداکننده متن (4)

 

 

Avazak.ir Line46 تصاویر جداکننده متن (4)

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

mahdi...ܓܨܓܓܨ
12 اردیبهشت 92 23:18
سلام..خوبي؟؟؟وبلاگ زيبايي داري....من به وبلاگت سرميزنم وخوشحال ميشم شماهم به من سربزنيدونظرتون روبگيد
درصورت امکان منولينک کن ولوگوي منوبذاربه وبلاگت مهربون
درضمن خبربده لينکت کنم واگه لوگوداري بده بذارم بع وبلاگم
منتظرتماااااااااا...ممنون



چشم حتما
عاطفه مامان الای
16 اردیبهشت 92 1:20
یه سر به من بزن گلم کارت دارم پستم رو بخون قرار گذاشتیم با بچه ها نطظرتو بگو
مامان هدیه
17 اردیبهشت 92 16:16
مبارکه خانمی
خندم گرفت از گفته زهرا جون که یادم نیست چه روزیه