149-روز عید
چند ساعت قبل از تحویل سال نو دختر نازم آماده شده بود و بازی میکرد و به آهنگهای درخواستی خودش میرقصید
. بابایی اومد و برام گل گرفته بود
دست بابایی مهربون درد نکنه . خانواده سه نفره ی ما دور هم بود و پای سفره هفت سین دست در دست هم سال تحویل شد و واسه همدیگه و زندگیمون آرزوهای خوب کردیم
. بعد بابایی زحمت کشید و عیدی های ما رو داد
.







مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


149-روز عید
