137-خونه ی خاله
مهمونی رفتن خونه ی خاله یه لذت خاصی داره و صد در صد خوش میگذره
چون ناز خواهرزاده خونه ی خاله زیاد خریدار داره حتی الان که بزرگ شدیم و خودمون کوچولو داریم و خاله شدیم بازم مهمونی رفتن به خونه ی خاله
رو دوست داریم . دیروز رفته بودیم خونه ی خاله جون زهرا نازنازی . خیلی خوش گذشت و دخملی تا شب کلی با دخترخاله هاش پریسا و آنیسا کوچولو بازی کرد
. نمیدونم چرا
دخملی هنوز به جغجغه علاقه ی خاصی داره
علاوه بر اینکه فعلا جغجغه های دوران طفولیت خودش جزو اسباب بازی هاش به حساب میاد جغجغه های آنیسا کوچولو رو هم بسیار دوست میداره و به آنیسا مهلت نمیده برشون داره
و این کارش هر وقت میریم خونه ی خاله منو واقعا عصبانی میکنه
و اینجاست که خاله جون طرفداری زهرا رو میکنه
و دخملی اون روز مالک جغجغه ها میشه و کیف میکنه
. خلاصه دیروز تا 1 شب
خونه ی خاله جون بودیم و حسابی خوش گذشت و زهرا جونم از خستگی موقع برگشتن توی ماشین خوابش برد
.
این هم چند تا عکس از دخترخاله های مهربون ![]()







137-خونه ی خاله
