133-این روزها
یه سلام گرم و صمیمی به همه ی دوستای عزیزم
.
خبر اول : مامانجون و باباجون بسلامتی از سفر برگشتند
و زهرا جونم بابت این موضوع شاد و خوشحال بود
و موقع برگشتن از فرودگاه رفته بود نشسته بود ماشین باباجونی
تا یه وقت دوباره نرن جایی
.
خبر دوم : سه شنبه زهرا نازنازی رو برده بودیم دکتر آخه خیلی بی اشتها شده و چیزی نمیخورد
و فعلا داروهایی که دکتر تجویز کرده رو بهش میدیم و احساس میکنم کمی بهتر شده
.
خبر سوم : همون روز بردیمش دندونپزشکی واسه پر کردن دندونش . دخملی زیاد توی دندونپزشکی اذیت نمیکنه ولی اون روز چون خسته شده بود کلی گریه کرد
و بی تابی میکرد
تا کار دندونش تموم شد و بعد از اینهمه گریه و زاری تازه بهش جایزه هم دادند![]()
.
خبر چهارم : همسری روز ولنتاین رو مثل هر سال برام خاطره انگیز کرد
و بهم تبریک گفت و یه کادوی خوشگل با یه کارت تبریک رمانتیک برام خریده بود
و زهرا جون بیشتر از من ذوق کرده بود . ممنونم از همسر جون که باز منو شرمنده ی مهربونیش کرد
.
دو تا از عکسهای دختر نازم در دندانپزشکی
:




133-این روزها 
