93-عکسهای تولد مامانی
بعد از مهمونی روز 28 ابان توی خونه مون که روز تولد من هم بود دوباره چهارشنبه جشن کوچک خانوادگی در منزل باباجون بمناسبت تولد من ( مامانی زهرا) داشتیم
. زهرا جونم از صبح گیر داده بود که چرا به در و دیوار بادکنک نزدیم
که هر جور بود راضیش کردیم که از خیر تزیینات تولد بگذره
و بعدش هم فقط منتظر لحظه ای بود که شمع رو فوت کنه و چاقو بیارن تا ایشون کیک رو ببره
. خلاصه شب خوبی بود و دور هم بودیم و چندتا عکس هم گرفتیم . از مامانی
و بابایی خودم
و همسر گلم
هم تشکر می کنم که همیشه تولدم رو برام خاطره انگیز می کنند
.

کیک آدم برفی و شمع 27 سالگی

بریدن خانوادگی کیک

فدای هر دوتاتون ![]()








کادوی همسری ..........................![]()

واااااااااااااااااااای ساعت نقره . دست شما درد نکنه ![]()

این کتاب هم از طرف دختر یکی یدونه م ![]()

این ها هم یکیش از طرف داداش سعیدم هست
و 8 تاش از طرف بابایی و مامانی گلم

قاب عکس خوشگل هدیه ی پریسا جون به خاله جون

دست همگی درد نکنه



93-عکسهای تولد مامانی
