زهرازهرا، تا این لحظه: 17 سال و 6 ماه و 26 روز سن داره

زهرا عشق مامان و بابا

169-کلبه ی نبات خانووووووووووووووم

1392/3/3 17:45
323 بازدید
اشتراک گذاری

چند وقت پیش که با زهرا جونم عکسها رو نگاه میکردیم دخملی با دیدن عکسهاش توی کلبه ش دلش هوای کلبه شو کرد2 41 و اصرار که باید همین الان کلبه مو بپا کنی تا من برم توش بازی کنم منم با توجه به اینکه دیر وقت بود کمی مقاومت کردم16 که حالا بذار صبح برات آماده ش میکنم ولی زهرا کوچولو کوتاه نیومد Happy Clapو بالاخره کلبه رو درست کردیم تا نبات خانم بره توش بازی کنه . ( باید بگم الان که چند روز از این قضیه میگذره دخترکم حتی به کلبه محل نمیذاره و عصر بهم می گفت مامانی کلبه رو جمعش کن دیگه نمیخوامشEntezar . کلا نسبت به هر بازی همینطوره و زود براش غیر جذاب میشه )

خرید این اسباب بازی برمیگرده به پارسال که زهرا خانومی دیگه دوستشون نداشت منم برشون داشتم تا دیگه جلوی چشم دخترکم نباشه و هفته ی قبل دوباره دادم بهش و خوشبختانه فعلا باهاشون بازی میکنهBia Inja .

زهرا کوچولو و کلاه دست ساز

دخملی عنوان کرد این چیزی که ساخته میکروفون هست و خوشگلکم آهنگهای مورد علاقه ش رو پشت میکروفون پیشرفته ش میخوند .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

خاله زهرا
12 اردیبهشت 92 23:12
ای جونم چ نازه !
پیش منم بیااااااا


چشم حتما
مامان تسنيم سادات
13 اردیبهشت 92 9:36
وااااااى چه كلبه خوشگلى داره زهرا خانم
اسباب بازياشوووووو .... ميكروفونو ....
خيلى قشنگ درست كردى عسل خانم
امان از اين وروجكا .... اون اجاق گاز تسنيم هم كه اونقدر ذوق كرد الان نگاه هم بهش نميشه ....!!


مشکل همینه که همه چی زود دلشونو میزنه
سید محسن
16 اردیبهشت 92 12:34
باسلام وبلاگ خوبی دارین به وبلاگ من همسری بزنید ممنون میشم چوخ گوزل وبون وار منتظروزم


حتما عزیزم .
خـــآله ی نـــــورآ
17 اردیبهشت 92 13:34
نبات خانوم، مهمون نمیخوای؟




خواهش میکنم خاله جونی بفرمایید
مامان هدیه
17 اردیبهشت 92 16:17
انگار همه بچه ها زود از اسباب بازیهاشون خسته میشن


واقعا همینطوره . همه ی مامانی ها همینو میگن
عاطفه مامان الای
18 اردیبهشت 92 17:22
مامان زهرا جون اسمتون رو هم نمیدونم ذاشمن پی ام ته بودم قرارجمعه ساعت 6تو پارک منظریه 7 یا8 نفر از بچه ها بانینی هاشون جمع بشیم از شما خبری نشد چی میگی؟؟؟بیا تو وبلاگ من جواب بده؟زهرا جون میبوسمت
مامان آنیسا
21 اردیبهشت 92 12:43
اون مبل راحتی بادی منو کشته!چه نازه!مامانی بچه ها همینطورند دیگه شما هم کار خوبی میکنی که وسایل رو جمع میکنی بعد از یه مدت دوباره میاری اینجوری بیشتر براشون تازگی داره!واسه فرشته ناز کوچولو