169-کلبه ی نبات خانووووووووووووووم
چند وقت پیش که با زهرا جونم عکسها رو نگاه میکردیم دخملی با دیدن عکسهاش توی کلبه ش دلش هوای کلبه شو کرد
و اصرار که باید همین الان کلبه مو بپا کنی تا من برم توش بازی کنم منم با توجه به اینکه دیر وقت بود کمی مقاومت کردم
که حالا بذار صبح برات آماده ش میکنم ولی زهرا کوچولو کوتاه نیومد
و بالاخره کلبه رو درست کردیم تا نبات خانم بره توش بازی کنه . ( باید بگم الان که چند روز از این قضیه میگذره دخترکم حتی به کلبه محل نمیذاره و عصر بهم می گفت مامانی کلبه رو جمعش کن دیگه نمیخوامش
. کلا نسبت به هر بازی همینطوره و زود براش غیر جذاب میشه )


















خرید این اسباب بازی برمیگرده به پارسال که زهرا خانومی دیگه دوستشون نداشت منم برشون داشتم تا دیگه جلوی چشم دخترکم نباشه و هفته ی قبل دوباره دادم بهش و خوشبختانه فعلا باهاشون بازی میکنه
.










زهرا کوچولو و کلاه دست ساز


دخملی عنوان کرد این چیزی که ساخته میکروفون هست و خوشگلکم آهنگهای مورد علاقه ش رو پشت میکروفون پیشرفته ش میخوند .



169-کلبه ی نبات خانووووووووووووووم
