152-زهرا = عشق
امشب مهمون داریم و قراره عموها و عمه جونی های زهرا نازنازی بیان خونه ی ما
. از صبح زهراجونم خیلی کمکم کرده
دست دختر گلم درد نکنه
.
دخملی عاشق عمه هاش هست
و وقتی مثل امروز قرار باشه بیان خونه مون زهرا شروع میکنه به لحظه شماری
و همش در مورد اینکه پس کی میان سوال میپرسه (همین لحظه که دارم مینویسم زهرا پرسید مهمونا پس کی میان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
)
چند روز پیش که خونه ی مامان جون(مامان من) بودیم و اقوام برای دید و بازدید عید می اومدند
چندتا عکس خوشگل از دختر نازم و خانواده گرفتم که دوست دارم بذارم اینجا .

زهرا در کنار سفره هفت سین خونه ی مامان جونی


زهرا و دخترخاله ی نازش آنیسا




دختر خوشگل و بابای مهربونش


فدای هر دوتون


دخترخاله های ناز و خوشگل (پریسا / آنیسا / زهرا)


زهرا و باباجون عزیزش


عسلکم و دایی سعید



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


152-زهرا = عشق
