106-عروسک
وقتی من حدود 10 سال داشتم
بابام
برام یه عروسک جدید خریده بود
که خیلی دوستش داشتم و اسمش رو گذاشته بودم (سحر) آخه در کودکی خیلی به این اسم علاقه داشتم
. حالا این عروسک رو دادم به زهراجون و دخملی با داشتن تعداد کثیری عروسک و اسباب بازی این عروسک رو بیشتر دوست داره و اسمش رو گذاشته (ملیسا) شبها حتما باید با ملیسا بره توی تختش و بدون اون نمیخوابه
. صبحها هم وقتی بهش میگم ملیسا رو بیار باهاش بازی کن میگه گناه داره
هنوز خوابش میاد بذار بخوابه .








مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


106-عروسک
