زهرازهرا، تا این لحظه: 17 سال و 6 ماه و 27 روز سن داره

زهرا عشق مامان و بابا

187- به خیر گذشــــــــــــــت !!!!!

جمعه ی هفته ی قبل ، عصر رفته بودیم بیرون برای تفریح و گردش و چون بارون هم میبارید همینطور با ماشین دور میزدیم. بعد از بند اومدن بارون پیاده شدیم تا کمی قدم بزنیم و زهرا نازنازی هم سوار اسکوترش شده بود و کلی بازی کرد و میخندید ، که یه دفعه با اسکوتر خورد زمین و بالای لبش زخمی شد . خیلی ترسیدیم و زهرا هم کلی گریه کرد ، گریه ش بیشتر از اینکه برای درد و یا ترسیدن باشه بخاطر این بود که دخترکم  از همون کوچیکتر بودنش به شدت از خون میترسه و با دیدن خون روی دستمال کاغذی گریه ش شدیدتر میشد ، و میگفت اسکوتر رو بندازید توی آشغال و من دیگه نمیخوامش . فدای دختر قشنگم بشم ، الهی همیشه سلامت و شاد باشی و گریه ت رو نبینم . خلاصه به خیر گذشت و...
8 تير 1392

185-تولد یکسالگی وبلاگ زهرانازنازی

امروز با 3 روز تاخیر میخوایم یه جشن تولد کوچولو برای یکسالگی وبلاگمون بگیریم هوراااااااااااا . بفرمایید تو .............. انگار همین دیروز بود که اولین پست رو گذاشتم و امروز یک سال از اون روز میگذره و زهرای قشنگم یکسال بزرگتر و خـــــــــانوم تر شده و شکرخدا وبلاگمون پر از خاطرات شیرین و لبخندهای زیبای دخترم هست . امیدوارم بعد از این هم، روزهای پر از شادی و سلامتی در انتظار همه و ما باشه. الان نوبت رقص و شادی و آهنگه.... حالا بفرمایید کیک تولــــــــــــــــــــــــــــد ..............   نوش جــــــــــــــــــــان ... ...
1 تير 1392

184-قطار

جمعه ی هفته ی قبل با خاله جون اینا رفته بودیم پیک نیک . روز خیلی خوبی بود و به همه خوش گذشت مخصوصا به زهرا نازنازی چون بساط آب بازی هم به راه بود و همش پاها و دستاش رو توی جوی آبِ تمیزی که از اونجا میگذشت می شست و کیف میکرد . نزدیک جایی که بودیم ریل راه آهن بود که ظهر قطار با صدای سوتِ بلند ازش رد شد و دخترکم خیلی خوشش اومده بود . ...
31 خرداد 1392

182-ســــــــــــــهم من ....

د ختر قشنگم ، تو زیباترین تصویر زندگی من هستی که عاشق تماشا کردن تو هستم . بهترین لذت من مربوط به لحظه های خندیدن توست و زمانی که در آغوش من هستی انگـــــــــــــــار تمام دنیا سهم من است. باش تا باشم ، بخند تا بخندم . ...
31 خرداد 1392

183-سرویس خواب عروسک

ســـــــــــــــــلام . ما اومدیم . این روزها با گرم شدن هوا و طولانی بودن روزها من و زهراجـــــــــــونم حوصله مون توی خونه سر میره و اکثر روزها رو تا عصر میریم خونه ی مامان جونی . خاله جون هم با آنیسا و پریسا میان تا تنها نباشیم و خوش بگذره . زهرایِ نازم عاشق مامان جونِ گلش  هست و مامان جون هم که با مهربونی و حوصله در خدمت دخملی ، خلاصه خیلی به هم محبت دارند . دیروز مامان جونی برای عروسک زهرا سرویس خواب دوخته بود که خیلی قشنگ و ناز شدند . دست مامانِ عزیزم درد نکنه . این متکا رو هم مامان جونی واسه سیسمونیِ زهرا درست کرده بودند  که عکسش رو میذارم اینجا چون زهرا کوچول...
31 خرداد 1392

180-پستِ بادکـنکـــــــــــــــــــــــــــــــــــی !!!!!!

ای گل من،ای گل من * ای دخترِخوشگلِ من عزیزِ دردونه ی من* ای گلِ گلخونه ی من تو دخترِ ناز منی * خوشگل و طنازِ منی قربونِ خنده هات برم * تو پرِ بروازِ منی                            ...
10 خرداد 1392

179-این روزهای نوید کوچولو و زهرا نازنازی

با تولد نوید کوچولو ، بیشتر روزها  یکی دو ساعت برای دیدن نوید جونم و مامانش میریم خونه ی دایی جون . وااااای که چه نی نی ناز و خوشگلیه . امروز 10 روز از تولد فندق کوچولوی  ما میگذره .الهی همیشه سلامت و شاد باشه .                     زهرای ناز و مه ربون من خیلی پسرداییش رو دوست داره و میگه : هر وقت بیاد خونه مون میدم با اسباب بازی هام بازی کنه . فدای دختر خوشگلم بشم الهی . اینم چندتا عکس از نویدِ عمه و زهرانازنازیِ مامان   &nbs...
7 خرداد 1392

178-تبریک روز پدر و روز مرد

پدر  عزیزم بخاطر تمام خوبیهایی که در حق من کردی و به من بال و پر دادی و مرا بالنده کردی و با سوختن خود عشق و شور را در وجودم روشن کردی ، با تمام  وجودم و با تک تک سلولهای بدنم دوستت دارم. پدر یعنی تپش در قلب خانه پدر یعنی تسلط بر زمانه پدر احساس خوب تکیه بر کوه پدر یعنی تسلی وقت اندوه پدر یعنی زِ من نام و نشانه پدر یعنی فدا گردیده ی  افراد خانه پدر یعنی غرور و مستی من پدر یعنی تمام هستی من همسر بی همتای من ، با یک دنیا عشق روز مرد را به تو مهربانترین و تنها تکیه گاهم تبریک میگویم و آرزوی بهترینها را برایت دارم. مردِ من ، با ...
3 خرداد 1392