زهرازهرا، تا این لحظه: 17 سال و 6 ماه و 27 روز سن داره

زهرا عشق مامان و بابا

110- 22 دی

٢٢ دیماه سالگرد ازدواج من و همسری هست و امسال مصادف شده با روز جمعه و ٢٨ صفر و من امروز پیشاپیش این روز رو اول به خودم و بعد به همسر مهربونم و همچنین به دخملی تبریک میگم و بخاطر داشتن یک خانواده شاد و عاشق هر روز  هزار بار خدای بزرگ رو شکر میکنم                     مهربانم با وجود تو مرا به الماس ستارگان نیازی نیست                       این را به آسمان بگو تو به قلب من شادی و به روحم روشنایی می بخشی  &...
31 فروردين 1392

104-جمعه

ظهر جمعه بخیر چه خبرا ؟ امروز برای ناهار دعوتیم خونه باباجون (بابای من) و فعلا بابایی نیومده تا بریم و دیر کرده از یه طرف جواب سوالات تکراری زهرا رو باید بدم که کی میریم و از یه طرف مامانم اینا زنگ میزنند که کجا موندید . زهرا کوچولو که از صبح حدود 3951 بار پرسیده پس کی میریم  شکر خدا  فعلا سرگرم شده و داره نقاشی میکشه    و میاره نشون میده داره با ماژیکهای رنگارنگ   دریا میکشه  و  میگه  مامانی خیلی دریای خوشگلی شده و عروسکش رو هم نشوندی کنارش داره به اون هم یاد میده   ...
31 فروردين 1392

101-تولد بابایی

دیروز ١ دی بود و اولین روز زمستون ولی برای ما یه روز خاص بود بخاطر یه مناسبت دیگه  .............. که اون مناسبت   تولد بابایی زهرا بود و میخواستیم سورپرایزش کنیم از روز قبل کیک خریده بودیم و کادوشو آماده کرده بودیم . ظهر که اومد خونه   من و زهرا با کیک که شمعهاشو هم روشن کرده بودیم رفتیم در رو باز کردیم و غافل گیرش کردیم البته خودش با این اس ام اس های تبریک تولد که از بانکها میفرستند متوجه روز تولدش شده بود و اعتراف کرد که میخواسته ببینه من یادم هست یا نه ؟ منم که محاله مناسبتی یادم بره از روز تولد و اشنایی گرفته تا اولین های زهرا کوچولو . خلاصه روز خوبی بود خیلی خوش گذشت دخملی هم که قبل از اومدن بابایی هیج...
31 فروردين 1392

102-تبریک

خدای اطلسی ها با تو باشد پناه بی کسی ها با تو باشد تمام لحظه های خوب یک عمر به جز دلواپسی ها با تو باشد همسرم همنفسم همسفرم تولدت مبارک     ...
31 فروردين 1392