دیروز ١ دی بود و اولین روز زمستون ولی برای ما یه روز خاص بود بخاطر یه مناسبت دیگه .............. که اون مناسبت تولد بابایی زهرا بود و میخواستیم سورپرایزش کنیم از روز قبل کیک خریده بودیم و کادوشو آماده کرده بودیم . ظهر که اومد خونه من و زهرا با کیک که شمعهاشو هم روشن کرده بودیم رفتیم در رو باز کردیم و غافل گیرش کردیم البته خودش با این اس ام اس های تبریک تولد که از بانکها میفرستند متوجه روز تولدش شده بود و اعتراف کرد که میخواسته ببینه من یادم هست یا نه ؟ منم که محاله مناسبتی یادم بره از روز تولد و اشنایی گرفته تا اولین های زهرا کوچولو . خلاصه روز خوبی بود خیلی خوش گذشت دخملی هم که قبل از اومدن بابایی هیج...