زهرازهرا، تا این لحظه: 17 سال و 6 ماه و 27 روز سن داره

زهرا عشق مامان و بابا

179-این روزهای نوید کوچولو و زهرا نازنازی

با تولد نوید کوچولو ، بیشتر روزها  یکی دو ساعت برای دیدن نوید جونم و مامانش میریم خونه ی دایی جون . وااااای که چه نی نی ناز و خوشگلیه . امروز 10 روز از تولد فندق کوچولوی  ما میگذره .الهی همیشه سلامت و شاد باشه .                     زهرای ناز و مه ربون من خیلی پسرداییش رو دوست داره و میگه : هر وقت بیاد خونه مون میدم با اسباب بازی هام بازی کنه . فدای دختر خوشگلم بشم الهی . اینم چندتا عکس از نویدِ عمه و زهرانازنازیِ مامان   &nbs...
7 خرداد 1392

178-تبریک روز پدر و روز مرد

پدر  عزیزم بخاطر تمام خوبیهایی که در حق من کردی و به من بال و پر دادی و مرا بالنده کردی و با سوختن خود عشق و شور را در وجودم روشن کردی ، با تمام  وجودم و با تک تک سلولهای بدنم دوستت دارم. پدر یعنی تپش در قلب خانه پدر یعنی تسلط بر زمانه پدر احساس خوب تکیه بر کوه پدر یعنی تسلی وقت اندوه پدر یعنی زِ من نام و نشانه پدر یعنی فدا گردیده ی  افراد خانه پدر یعنی غرور و مستی من پدر یعنی تمام هستی من همسر بی همتای من ، با یک دنیا عشق روز مرد را به تو مهربانترین و تنها تکیه گاهم تبریک میگویم و آرزوی بهترینها را برایت دارم. مردِ من ، با ...
3 خرداد 1392

175-زهرای زیبای زندگی من

دخترنازم محاله شما جایی بری و کیف و وسایل با خودت نبری . یعنی هر جایی که بریم برای مهمونی ، گردش ، مسافرت ، خرید و...... غیرممکنه که شما بدون کیف (پر از وسایل) تشریف بیاری !! در کل حدود ١١ تا کیف داری و جالب اینجاست که بسته به نوع اون جایی که بخواییم بریم خودت بسیار عاقلانه انتخاب میکنی که بهتره کدوم کیف و وسایل رو با خودت ببری . فدای دختر باسلیقه و فهمیده ی خودم برم الهی . این عکس مربوط به چند هفته قبل هست که داشتیم میرفتیم خونه ی مامان جونی و شما طبق معمول با یک کوله پشتی پر از لوازم تحریر و دفتر و کتاب راهی خونه ی مامان جون شدی.........          &nbs...
3 خرداد 1392

176-تولد نوید کوچولو

خبر جدید و خوب اینکه......... . . . . . . پسر دایی زهرانازنازی بدنیا اومده ، یه نی نی ناز و دوست داشتنی که اسمش  هست ......( نوید ). زهرای گلم نوید کوچولو رو خیلی دوست داره . و اما عکس نوید کوچولو در بیمارستان ، تقریبا 3 ساعت بعد از تولد خوشگله نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینم زهرای گلم خونه ی دایی جون این گل از طرف زهرانازنازی برای نوید کوچولو بود و اما عکس زهرا و نوید در کنار هم نی نی جان در 3 روزگی ...
3 خرداد 1392

170-سفر ___ قسمت اول

سلاااااااااااام به دوستای عزیززززززززززززم چه خبراااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟ ما هفته ی قبل رفته بودیم سفر و ٧ ، ٨ روزی نبودیم . جای همگی خالی خیلی خوش گذشت مخصوصا به زهرا جونم که حسابی خوش گذروند . به نظر من اردیبهشت بهترین ماه برای سفر هست اولا بخاطر آب و هوای بی نظیر این ماه و دوما بدلیل شلوغ نبودن جاده ها وشهرها و ما اکثرا این ماه سفر میریم. قصد دارم طی چندتا پست خاطرات و عکسهای سفر رو بذارم .   این عکسها مربوط به اولین روز سفر در  جاده ی حیران هست.   عکسهای بعدی رو در هتل نگین بندرانزلی و ساحلش گرفتیم که جای بسیار زیبا و...
3 خرداد 1392

172-سفر ___قسمت سوم

رامسر قسمت بعدی سفرمون بود . تمام شهر پر بود از بوی گلهای بهارنارنج واااااااای که عجب بوی فوق العاده ای و عجب مناظر زیبایی. عکسهای عسل مامان کنار درختهای بهارنارنج خانووووم کوچولو کنار استخر رقص آب وقتی سوار تله کابین شدیم زهرای گلم نه تنها اصلا نترسید بلکه خیلی هم خوشش اومده بود البته قبلا در لبنان هم سوار تله کابین شده بود و اون بار هم نترسیده بود آآآآآآآآفرین نازگل مامان. اون بالا که از تله کابین پیاده شدیم مناظر پایین واقعا تم...
3 خرداد 1392

173-سفر ___قسمت چهارم

آخرین شهر سفر ما تهران بود که از جاده ی چالوس میرفتیم . مناظر جاده ی چالوس همیشه تازگی داره مثل اینکه برای بار اول میبینی .   چون علت سفر به تهران مربوط به سفر کاری بابایی بود من و زهرا  روز اول رو در هتل بودیم و روز دوم به گشت و گذار و خرید و تفریح گذشت . دختر یکی یدونه در هتل اوین تهران   ...
3 خرداد 1392