65-دختر سه و نیم ساله من
سلام . زهرا جونم 3 ماه ونیمه شده وای که روزها چه زود میگذره . انگار همین دیروز بود که تازه فهمیدم یه فرشته نشسته توی دلم . الان برای خودش خانمی شده و حرفهای جالبی میزنه با آنیسا دخترخاله 4 ماهش طوری حرف میزنه که انگار خودش مثلا خیلی بزرگ شده و آنیسا خیلی ازش کوچیکتره . دیروز که با خاله جون اینا خونه مامان جون بودیم و خاله جون رفته بود دندونپزشکی آنیسا کمی گریه میکرد زهرا اومده بهش میگه الان مامانت میاد بعد تهدیدش میکرد که اگه گریه کنی نمیاد اااااااااااااا فدای تو دختر خوشگلم . الان که10 روز هست تنها توی اتاقش میخوابه فقط یه شب که شب حموم رفته بود آوردم پیش خودم خوابوندمش از اون به بعد شبا میگه منو ببر حموم تمیز بشم . مثلا میخواد گول...
نویسنده :
مامانی زهرا نازنازی
23:57







